الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
256
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
55 - حكيم شرف الدّين حسن اصفهانى مشهور و ملقب به شفائى حكيم شفائى ، فاضلى عالم و حكيمى متكلم و طبيبى ماهر و سراينده و منشى و داراى اكثر فضائل و از علماى روزگار شاهعباس كبير و معاصر با شيخ بهايى و ميرداماد رحمه اللّه بوده است . حكيم شفائى از طبيبهاى مشهور و از فاضلترين دانشوران بوده و ازآنجاكه به سرايندگى آن هم به نوع هجاى آن شهرت يافته ، از طبقه فضلا بيرون رفته ، و در رديف سرايندگان درآمده است . و از مطايبات لطيف او كه خود گفته ، آن است كه ، طبابت من تبحر مرا در ديگر علوم ، پنهان داشته و سرايندگى من ، طبابت مرا پوشيده و هجوگويى من مرتبهء سرايندگى مرا مخفى داشته است « 1 » . از ديوانهاى فارسى او ديوان شكر المداقين است كه من آن را در شهر سارى كه از شهرهاى مازندران است ، ديدهام و ممكن است « قرابادين » معروف به « قرابادين شفائى » از آثار او و يا از ديگرى باشد « 2 » .
--> ( 1 ) - نصرآبادى مىنويسد : نواب ميرزا محمّد باقر داماد مىفرمود : شاعرى ، فضيلت حكيم شفائى را پوشيده ، و شعرش را هجا ، پنهان ساخته است - م . ( 2 ) - به طورى كه در پاورقى آمده قرابادين از سيد مظفر الدّين محمّد حسينى شفائى متوفى 963 هجرى بوده است . نصرآبادى مىنويسد : حكيم شفائى خلف حكيم ملاى اصفهانى است . شفائى استفاده علوم ، خصوصا حكمت نظرى كرده و طبعش در كمال استغنا بوده است و شاعرى ، به آن پايه و غناى طبع نبود و در پيشگاه شاهعباس اعتبار زيادى داشت چنانچه در مسير نيمآورد اصفهان كه با شاه ملاقات مىكند ، شاه مىخواهد به احترام او از اسب پياده شود شفائى مانع مىشود و به احترام او همراهان شاه پياده مىشوند و تا حكيم از نظر نمىافتد سوار نمىشوند از ديوانهاى او مثنوى ديده بيدار و نمكدان حقيقت و مهر و محبت را نام مىبرد ، از اوست ، در مدح رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله : مهر او چون ز مشرق آدم * ساخت روشن تمامت عالم هريك از انبيا چو سايه او * مىنمودند پايهپايهء او رفتهرفته بلند مىگرديد * تا به نصف النهار عدل رسيد يافت در اعتدال انسانى * غايت استواى روحانى